خرید بک لینک
همیشه خرداد تلخه خیلی تلخاصلا زهرمارهاز ۱۹ خرداد سال ۹۸ تا دیروز که ۱۹ خرداد سال ۳ بودهاز شکستن و بلند شدن تا افتادن و بلند نشدنچه اعترافای سختی کردم پیش کسایی که هیچ وقت دوست نداشتم این رو از منو ببیننکسایی که اصلا فکر نمیکردم بشن اولین نفر حاضر!حالا دیگه روم نمیشه بهشون نگاه کنم من نیفتادم تو باتلاقهُلم دادن تو باتلاقمیخوام خودمو بکشم بیرون اما نمیذارن لگد میزنن و دوباره منو فروتر میبرن تو این باتلاقی که خودشون ساختن برامبعد از همه اعترافات امروز ، بهش پیام دادم :یه وقتایی آدم زورش نمیرسهزورش به هیچی و هیچکی نمیرسهیه وقتا آدم زورش نه به خدا میرسه نه به بنده های خدامنم دیگه زورم به هیچی نمیرسه! [ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۳][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]

برچسب: نویسنده: آتنا مرادیان تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 0:30

نشستم رو تخت تو حیاط شرکت

نشون به این نشون که هزارتا پیام تایپ کردم ولی نفرستادم

تا این تنش درونی رو منتقل نکنم

روزها و سال ها بعد از این اگرکسی با من از بودن حرف بزنه میزنم به سیم آخر

و آخرین قلههای خریت رو هم فتح میکنم!

[ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۳][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]

برچسب: نویسنده: آتنا مرادیان تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 20:28

روزهای تلخ چه ارزشی دارند که تاریخهایشان را به خاطر بسپارم؟روزها و ماهها و سالها که از این زمانها بگذرد دیگر نشانی باقینمانده ، جز اینکه بگویم یک زمانهایی بوده که پُر از زخم و درد و رنج بودهام اما خاطرم نیست کِی! فقط میدانم من از تمام آن رنجها قویتر بودهام.و شاید اصلا همینها را هم دربارهشان نگویم . [ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]

برچسب: نویسنده: آتنا مرادیان تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 13:47

صفحه بندی